• - مشکلات موجود کشور با تکيه بر علم و پژوهش قابل حل است . مقام معظّم رهبري مدظله‌العالی
  • - دستيابي به قله‌هاي رفيع علم و رسيدن به جايگاه اولي علم جهان آرماني تحقيق‌يافتني است. مقام معظّم رهبري مدظله‌العالی
  • ـ علم‌گرايي‌ و علم‌محوري بايد در همه بخش‌ها گفتمان مسلط جامعه شود. مقام معظّم رهبري مدظله‌العالی
  • - فضاي عمومي کشور بايد فضاي ترويج، توليد، گسترش علم، تحقيق و پرورش عالم و محقق باشد. مقام معظّم رهبري مدظله‌العالی
  • هنر ما معماری آینده مطلوب شماست
  • آینده هم اکنون است
  • هر چه آينده پيش بيني ناپذير تر ، آينده پژوهي ضروري تر
  • ما مخالفان سر سخت پیش بینی آینده هستیم/ما سازنده گان آینده هستیم
1
چالش های آتی وزارت علوم تحقیقات و فناوری

توجه ویژه به حلقه مفقوده "تولید علم، تبدیل آن به فناوری، تبدیل فناوری به ثروت و تبدیل ثروت به رفاه اجتماعی" مهم ترین و اساسی ترین موضوعی است که در شرایط کنونی آموزش عالی کشور باید برای آن برنامه ریزی ویژه ای داشته باشد.بر همین اساس با توجه به جایگاه استراتژیک دانشگاه ها در تکمیل این فرآیند، در این نوشتار به برخی از مهم ترین چالش های فرا روی وزارت علوم تحقیقات و فناوری و دانشگاه ها اشاره گردیده است.ضمن اینکه، طی 15 سال آینده جمعیت 18 تا 24 سال کشور، رشد نزولی خواهد داشت که باید از این فرصت استفاده کرده و برای نظام آموزش عالی کشور برنامه‌ریزی انجام داد.آموزش، پژوهش و خدمات اجتماعي( کارآفرینی) سه رسالت اصلي و بنيادي دانشگاه ها شناخته شده اند.اگرچه مهم ترین و اساسی ترین چالش فعلی نظام آموزش عالی توأم ساختن آموزش با پژوهش در کلیه مقاطع تحصیلی و کمک به نیازهای پژوهشی کشور می باشد،که خوشبختانه طی سال های اخیر با برگزاری شیوه پژوهش محور در کنار شیوه آموزش محور تا حد بسیار کمی این چالش برطرف گردیده است. به همین دلیل در این مقاله به طور خلاصه اعم چالش های پیش رو آموزش عالی ایران با محوریت این سه رکن مورد کنکاش وبررسی قرار گرفته است.

1 - عدم تناسب بین ظرفیت فعلی پذیرش دانشجو در دانشگاهها و نیازهای آتی بازار كار: براساس مطالعات انجام گرفته جمعیت جوان و فعال كشور تا سال 1400 بالغ بر 61 میلیون نفر می شود و به عبارتی 2/5 درصد رشد خواهد داشت. بنابراین سطح اشتغال نیز باید رشدی معادل 2/5 درصد در سال داشته باشد تا وضعیت فعلی حفظ شود. یعنی تا سال 1400 در ایران باید 29 میلیون فرصت شغلی ایجاد شود. بر همین اساس و باتوجه به اهمیت موضوع، دولت در پی اتجاذ تدابیری است. به عنوان مثال، در برنامه سوم توسعه ایجاد حدود چهارمیلیون فرصت شغلی پیش بینی گردیده، اما نكته ای كه در اینجا مورد نظر است عدم تناسب بین تعداد فرصت های شغلی تخصصی ایجاد شده در جامعه و تعداد فــــارغ التحصیلان است. در ایران فقدان ارتباط نزدیك بین دانشگاه ها و بخش های مختلف جامعه ، بویژه بخش خصوصی موجب شده است بین ظرفیت پذیرش دانشجو و تقاضای بازار به نیروی متخصص تناسبی
وجود نداشته باشد و علت آن عدم هماهنگی و انسجام در تصمیم گیری مطلوب در زمینه رابطه بین نظام آموزش عالی با سایر بخش های جامعه است. پیشنهاد می شود تدبیری اتخاذ گردد كه اولا ظرفیت پذیرش دانشجو براساس نیاز آینده بازار كار به نیروی متخصص تعیین شود و ثانیاً مجوزهای ایجاد رشته تحصیلی در دانشگاه دائمی نباشد و با تغییر در كیفیت نیازهای جامعه و تخصصهای جدید، مشخصات مجوزهای صادره تغییر یابند. نیازسنجی آموزش عالی" در اسناد بالادستی کشور مطرح شده، اما وزارت علوم تاکنون نتوانسته در این حوزه فعالیتی انجام دهد؛ در آینده باید اصلاح ساختار وزارت علوم مربوط به حوزه "استعدادهای درخشان" انجام شود تا بر این اساس، نحوه به کارگیری این افراد در جامعه مورد توجه قرار گیرد.
2-بومی نبودن دانشگاه های ایران موجب شده است که دانشگاه های ایرانی، استانداردهای خود را در خارج بجویند و چون استانداردهای خارجی بر ایران تطبیق ندارند، سبب ضربه به علم و دانش در ایران شده است . شاهد آن چاپ مقاله علمی - پژوهشی برای استخدام و ارتقای بعد از استخدام در دانشگاه ها است . اگر صدها کار تحقیقاتی و نوآوری توسط محقق انجام شده باشد، ولی مقاله ای پژوهشی نداشته باشد، این به معنای عدم کفایت علمی او برای استخدام در دانشگاه و عدم ارتقا خواهد بود که سبب شده است، دانشگاهیان به جای تحقیقات محتوایی عمیق به طرف تحقیقات شکلی بروند .ضمن اینکه برای چاپ اغلب این مقالات مقادیر قابل توجهی ارز از کشور خارج میگردد که همین موضوع خود چالشی یزرگ و پیچیده به شمار می آید. حال اگر به آیین نامه ارتقای خوب توجه شود، برای ارتقای برخی از مراحل، چاپ مقاله علمی - پژوهشی خارجی و در مجلات خارجی لازم است که این نیز معنای کامل استاندارد خارجی گرفتن را روشن می کند که همین استاندارد خارجی گرفتن، یکی از اسباب فرار مغزهای دانشگاهی است، چون اگر معیار خارج باشد، رفتن به خارج (اگرچه برای ابد) لازم می آید.
3-یکی از چالش آینده نظام آموزش عالی "توسعه تحصیلات تکمیلی" است، اما همچنان کمتر از یک درصد جمعیت دانشجویی کشور در مقطع دکتری تحصیل می‌کنند؛ درصورتی که تنها نظریه مطلق "کیفی‌سازی" را مدنظر قرار دهیم، تنها 600 هزار دانشجوی دکتری خواهیم داشت. ظرفیت پذیرش دانشجو در مقطع دکتری باید افزایش یابد تا بر این اساس، جذب اعضای هیأت علمی نیز در دانشگاه‌ها افزایش یافته و موضوع کمبود استاد در دانشگاه‌ها برطرف شود.اما از سوی دیگر در آموزش عالی با پدیده ای به نام هیئت علمی زود رس مواجه هستیم، هیات علمی

شدن مسئله‌ای است که در حال حاضر در دانشگاه توجه لازم و کافی به آن نمی‌شود. دانشگاه باید برای پذیرش دانشجو و هیات علمی خود اختیاراتی داشته باشد، در عین حال اساتید دانشگاه نیز باید شان استاد بودن را رعایت کنند، تا بتوانند الگو مناسبی برای دانشجو باشند .
4-موضوع ديگري كه آموزش عالي ايران را تهديد مي‌كند نگاه‌هايي است كه بر توسعه آموزش عالي در ايران وجود دارد كه از آن جمله مي‌توان به متمركز كردن دوره‌هاي دكترا، متمركز ساختن جذب هيات علمي، برنامه‌هاي درسي متمركز و غيره اشاره كرد كه در واقع تمركز گرايي شديدي در حوزه وزارت علوم را شاهد مي‌باشيم. در عین حال وجود متوليان مختلف چالش ديگر آموزش عالي كشور است.بخشي‌نگري و تعدد نهاد های متولی آموزش عالي همچون، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مجلس شوراي اسلامي، وزارت علوم و مجمع تشخيص مصلحت ، در اين زمينه گسلي از ناهماهنگي بين سياستگذاري‌ها و جهت‌گيري‌ها وجود دارد كه اين موضوع در بحث آمايش آموزش عالي خود را نشان مي‌دهد.
نظام آموزش عالی کشور بدون سند آمایش آموزش عالی، حرکت‌های محکمی نخواهد داشت؛ در حال حاضر، به دلیل نبودن این سند، آموزش عالی کشور همچنان بی‌برنامه حرکت می‌کند. تعدد دانشگاه ها در کشور و گسترش آن در همه شهر های کوچک و پایین آمدن کیفیت آموزش و دانش آموخته گان ضعیف و استقبال بی رویه داوطلبان از تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی نیز از جمله پیامد های مدیریت صحیح در این حوزه می باشد.
5-بازنگری سرفصل‌های دانشگاهی، بهترین نقطه شروع برای تحول در نظام آموزش عالی طی سالیان گذشته تاکنون بوده است.به گفته مسولین طی 2.5 سال گذشته بیش از هفت هزار سرفصل دروس دانشگاهی مورد بازنگری قرار گرفته است، اما همچنان به میزان سه هزار سرفصل از تکلیف برنامه در زمینه بازنگری عقب‌تر هستیم؛ زیرا طبق این سند بالادستی، باید سالانه به صورت متوسط چهار هزار سرفصل دروس دانشگاهی مورد بازنگری قرار می‌گرفت.براین اساس، بازنگری 13 هزار سرفصل از برنامه‌های درسی باقی مانده است؛ این سرفصل‌ها، در نظام آموزش عالی ما عمری بیش از 20 سال دارند و تاکنون به روز نشده‌اند.)پیشنهاد می شود سرفصلهای دروس دوره های آموزشی براساس زمینه های شغلی به طور مستمر بازبینی و تنظیم شوند.
 



انتشارات

نشریه علمی آموزشی آینده پژوهی

 

 

فصلنامه علمی تخصصی

   

1